|
صفحه
اصلی
مقالات
بازيافت، پلاستيك هاي بسته بندي
تاریخ درج : پنجشنبه 12 اسفند 1389
بازيافت، پلاستيك هاي بسته بندي
جمع آوري مواد بسته بندي براي بازيافت
با توجه به علاقه اي كه در گسترش بازيافت با وجود بحران زباله
هاي خشك، به وجود آمده است، اين نكته كه چگونه مواد براي
بازيافت جمع آوري مي شود، از اهميت فراواني برخوردار شده است.
يك رويكرد اين است كه تمامي زباله هاي موجود جمع آوري شده و آن
هايي كه قابل بازيافت است، جداسازي شود. از آن جا كه مشاركت
مصرف كنندگان در بازيافت مانند امروز نبود، نرخ بازيافت با
انجام فرآيندهاي جداسازي محدود بود. سازمان معادن ايالات متحده
در دهه 1970 كمك و حمايت قابل توجهي از تحقيقات در اين زمينه
انجام داد. دليل اين حمايت آن بود كه اغلب از فن آوري هايي
استفاده مي شد كه از فرآيندهاي معدني الگوبرداري شده بود.
هزينه هاي فرآوري بالا و كيفيت پايين مواد بازيافت شده از اين
طريق، موجب شد تا اين رويكرد دوام زيادي نداشته باشد. يكي از
مشكلات اين شيوه، عدم توانايي آن در جداسازي دقيق و مناسب
انواع مختلف رزين هاي پلاستيكي از يكديگر بود. پس از كنار
گذاشتن اين روش، روش جداسازي از مبدا، كه در آن از مصرف
كنندگان خواسته شد، مواد قابل بازيافت را از ديگر زباله ها،
جداسازند، مطرح شد.
بديهي است در چنين برنامه اي آنچه بيش از هر عامل ديگري حائز
اهميت است، ميل و رغبت مصرف كنندگان براي انجام متعهدانه اين
برنامه است. مطالعات گوناگوني براي بررسي رفتار مصرف كنندگان و
اعمال سياست هاي تشويقي و تنبيهي در نوع آماده سازي موادي كه
از مصرف كنندگان خواسته مي شود، تحويل دهند، انجام گرفته است.
همچنين چگونگي تحويل مواد و مكاني كه بايد براي تحويل مواد در
نظر گرفت، در اين مطالعات مورد بررسي قرار گرفتند. نتيجه اين
مطالعات نشان داد كه يك ارتباط قوي ميان مشاركت در برنامه
بازيافت و دوعامل كليدي سهولت و انگيزه، وجود دارد. به سادگي
مي توان دريافت كه افراد داراي انگيزه بالا حتي هنگامي كه
شرايط سهل و آساني برايشان فراهم نيست، در برنامه بازيافت شركت
مي كنند. براي مثال،آن ها مواد قابل بازيافت را تميز مي كنند
،مواد قابل بازيافت را بر اساس نوع مواد جدا سازي وطبقه بندي
مي كنند،يك ماه يا حتي بيشتر اين موادرا نگه مي دارند و به محل
هاي drop_offكه در وسط شهر قرار گرفته تنها به مدت چند ساعت در
بعداز ظهر يك روز در طول ماه باز است،تحويل مي دهند .از سوي
ديگر،برخي مردم تمايلي به مشاركت در برنامه باز يافت نداردو
تلاش براي ايجاد انگيزه و تسهيل شرايط بازيافت بر ايشان مهم
نيست.البته،اغلب مردم بين اين دو حالت قراردارند واگر تركيبي
از انگيزه و سهولت برايشان فراهم شود،تمايل به مشاركت در
برنامه بازيافت خواهند داشت.كميته ها وانجمن هاي مختلفي
درايالت متحده برنامه هاي باز يافت را از طريق راه هاي گوناگون
سازمان دهي و پي ريزي كرده اند.به واسطه اين تجربيات ،برخي
عوامل كليدي در اين زمينه پديدارشده است .در ابتدا،براي محلات
يك خانواده اي،جمع آوري مواد قابل بازيافت وزباله درحاشيه
پياده ها انجام مي شودوجمع آوري زباله در يك روز به بالاترين
نرخ مشاركت مي رسد.براي محلات وسكونت گاه هاي چندفاميلي،محل
هاي (sife)جمع آوري در مجاورت مكان هاي جمع آوري زباله
هاقرارمي گيرديا اين كه درمجاورت برخي تاسيسات مركزي مورد
استفاده هم چون اتاق هاي رخت شويي درنظرگرفته مي شود كه اثر
بخشي مطلوب تري به همراه دارد.
آموزش مداوم مصرف كنندگان براي موفقيت ضروري است. مردم بايد
بدانند كه چگونه در اين برنامه مشاركت كنند و بايد به ياد
داشته باشند كه مشاركت آنان تا چه حد حائز اهميت و ارزشمند
است. حتما در يك برنامه بلند مدت، ساكنين جديدي خواهند آمد كه
نياز به اطلاعات دارند و مردم فراموش كاري كه بايد اطلاعات به
آن ها يادآوري شود.
آموزش كودكان در مدارس مي تواند بسيار اثرگذار باشد. اين آموزش
هم در ايجاد عادت بازيافت براي كودكان موثر است و هم در تغيير
رفتار والدين آنها (خانواده آن ها).
جمع آوري در اغلب مواد قابل بازيافت مي تواند به صورت مخلوط و
با حداقل فرآوري انجام شود. اين عمل مشاركت را به بالاترين حد
مي رساند. در واقع در تمامي برنامه هاي بازيافت، ضروري است كه
مواد در ابتدا تميز شود. اين نه تنها يك عامل كليدي در كيفيت
است بلكه پس مانده هاي مواد غذايي مي تواند نگراني هاي جدي در
مورد سلامت جامعه را موجب شود. اگر از مردم خواسته شود كه ليبل
ها را جدا سازند يا قوطي ها را فشرده و مسطح سازند، بسياري از
مردم به جاي آن كه ظروف را در ظرف بازيافت بريزند، در سطل
زباله مي ريزند و تلاش براي بازدهي زوش بازيافت از مبدا بي اثر
مي شود.
عرضه يك ظرف بازيافت به هر خانواده براي مثال سطل آبي رنگي كه
مورد پسند مردم است، مي تواند در افزايش مشاركت مردم بسيار
موثر باشد. به طور كلي برنامه هاي بازيافت اجباري، كه در آن با
قوانين و مقررات ويژه از مردم خواسته مي شود مواد قابل بازيافت
را جدا سازند، نرخ مشاركت به نسبت بالاتري نسبت به برنامه هاي
كاملا اختياري به دنبال دارد. بايد توجه داشت كه برنامه هاي
اختياري كه به خوبي اجرا شده است به نرخ مشاركت بسيار بالاتري
نسبت به برنامه هاي اجباري ناقص و بي برنامه به دست آورده است.
تعداد اندكي از مردم به برنامه هاي اجباري واكنش منفي نشان
داده و در نهايت از مشاركت در آن سر باز مي زنند. ديگران نيز
ممكن است آن را به طور كامل رد نكنند اما شايد سعي كنند كه تا
جاي ممكن حداقل مشاركت را داشته باشند. اين يكي از دلايل
احتمالي است كه چرا يك برنامه اجباري بدون فعاليت اجباري ممكن
است نرخ مشاركت پايين تري نسبت به يك برنامه اختياري همانند
داشته باشد.
در تعين ساختار نهايي يك برنامه بازيافت لازم است هزينه ها با
مزاياي برنامه، تراز بشود (متعادل شدن) برنامه اي كه حداكثر
سهولت را در بر دارد، معمولا هزينه ها را افزايش مي دهد.
فعاليت هاي آموزشي و انگيزشي نيز هزينه بردار است. عامل كليدي
اين است كه مقدار مواد اضافي جمع آوري شده، سرمايه گذاري مورد
نياز را توجيه مي كند.
در جاهايي كه روش جمع آوري زباله از جمع آوري (برداشتن) سنتي
از كنار خيابان متفاوت است، طراحي موثرترين برنامه بازيافت،
متفاوت خواهد بود. عوامل فرهنگي همچون احترام براي authority و
willingness براي برآورده كردن انتظارات جامعه بسيار مهم است.
نرخ بازيافت براي بسته بندي پلاستيكي
اغلب برنامه هاي بازيافت زباله هاي حاشيه اي براي پلاستيك هاي
بسته بندي بر بطري دما تمركز دارد. برنامه هاي drop-off براي
كيسه هاي فروشگاهي و كيف ها در اوايل دهه 1990 نسبتا معمول بود
اما به دليل دسترسي و فراهم بودن كاهش قابل توجهي يافته است.
نرخ بازيافت كيسه ها و كيف هاي فروشگاهي هرگز بسيار بالا نبوده
است.
پوشش هاي استرچ پلاستيكي به طور متناوب مورد بازيافت قرار
گرفته است. برنامه هايي كه براي بازيافت مواد ضربه گير فومي
پلي استايرن انجام شده است، موفقيت مطلوبي داشته است.
اتحاديه توليد كنندگان پلاستيك ايالات متحده (APC) گزارش كرده
است كه 729 هزار تن (63/1 ميليارد پوند) بطري پلاستيكي طي سال
2002 در ايالات م تحده بازيافت شده است كه 8 درصد در تناژ نسبت
به سال ماقبل آن افزايش داشته است. اگر چه نرخ بازيافت بطري
هاي پلاستيكي به يكباره كاهش يافت و به 21 درصد از ميزان بطري
هاي توليد شده از سال 2001 رسيد و اين نرخ 6/21 درصد براي سال
ها تداوم يافت.
مطابق گزارش EPA ، تناژ بازيافت ظروف سخت پلاستيكي ، 727 هزار
تن با نرخ 8/21 درصد در سال 2001 بود. نرخ بازيافت بسته بندي
انعطاف پذير در همين سال تنها 3/4 درصد بود. آمارهاي جديدتري
در مورد ظروف سخت پلاستيكي و بسته بندي انعطاف پذير وجود ندارد
اما نرخ بازيافت احتمالا كاهش يافته است. نرخ كلي بازيافت
پلاستيك ها در زباله هاي جامد شهري 5/5 درصد در سال 2001 است.
شكل هاي 6/16 و 7/16 نشان دهنده پلاستيك ها در MSW و بازيافت
پلاستيك ها بر اساس نوع رزين در سال 2001 در ايالات متحده است.
اتحاديه توليد كنندگان پلاستيك اروپا (APME) نرخ بازيافت 8/14
درصد در اروپاي غربي را براي بازيافت مكانيكي پلاستيك ها در
زباله هاي خشك شهري در سال 2003 گزارش كرد، در حالي كه از لحاظ
وزني 6/13 درصد نسبت به 2002 و 24 درصد بين سال هاي 2001 تا
2003 رشد نشان مي داد. نرخ بازيافت در سال 2003 به 13/3 ميليون
تن رسيد. ضمن اين كه 350 هزار تن پلاستيك از طريق بازيافت
Feedstock بازيابي شده است. نرخ بازيافت زباله هاي بسته بندي،
از طريق بازيافت مكانيكي و Feedstock ، در سال 2002 (5) ، 8/23
درصد شد. نرخ بازيافت مربوط به بسته بندي در سال 2003 گزارش
نشده است. APME جزئيات بازيافت بر اساس نوع پليمر گزارش نشده
است. اين اتحاديه اشاره كرده است كه نرخ بازيافت در اروپا از
كشوري به كشور ديگر تفاوت قابل توجهي دارد.
فرآوري پلاستيك هاي جمع آوري شده
هنگامي كه بسته بندي پلاستيكي جمع آوري مي شود، بايد به يك شكل
معين براي كاربرد نهايي فرآوري بشود. جزئيات روش فرآوري با
توجه به نوع كاربرد و ذخيره سازي مواد، تفاوت قابل ملاحظه اي
خواهد داشت مراحل اصلي فرآوري به طور كلي شامل كاهش اندازه،
تميز كردن و طبقه بندي (sprt) است كه معمولا به دنبال آن،
فرآيندهاي اكستروژن و تبديل به پلت نمودن مواد انجام مي شود.
اگر كه مواد نياز به حمل و نقل داشته باشد، معمولا از فشرده
كردن مواد استفاده مي شود و مي تواند به عنوان يك مرحله از
فرآوري در نظر گرفته شود.
كاهش اندازه
كاهش اندازه به عنوان يك ضرورت، به منظور كاهش اندازه قطعات
پلاستيكي جمع آوري شده انجام مي شود. اين فرآيند، تغذيه مواد
كه اغلب ظروف هستند و ممكن است فيلم هم در آن موجود باشد، به
تجهيزات فرآوري و واحد تميزكاري را امكان پذير مي سازد. براي
اين كار از خردكن يا گرانول ساز استفاده مي شود. برخي اوقات
كاهش اندازه در يك مرحله انجام مي شود و گاهي در دو مرحله تا
مواد به اندازه دلخواه برسد.
پاك سازي
اين مرحله به منظور خارج ساختن، محصول باقي مانده، آلودگي،
ليبل هاي كاغذي، باقيمانده چسب و ديگر آلودگي هاي ناخواسته از
مواد جمع آوري شده انجام مي شود. اين مرحله در واقع با مصرف
كنندگان شروع مي شود. براي مثال از آنان خواسته مي شود كه باقي
مانده هاي مواد غذايي و درب پوش ها را از ظروف خارج كنند و يا
باقي مانده هاي خريد را از كيسه هاي پلاستيكي بيرون آورند.
براي ظروف، يك فرآيند هوايي جداسازي وجود دارد كه معمولا پس از
مرحله كاهش اندازه و براي جداسازي قطعات باقي مانده ليبل ها و
مواد سبك ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد.
پس از اين مرحله مواد با مواد پاك كننده گرم شسته مي شود، سپس
مجددا شستشو شده و نرمال مي شود تا آخرين خرده هاي كاغذي، چسب
هاي نرم شده، ذرات آلوده و ديگر آلودگي ها از مواد خارج شود.
براي HDPE و ديگر پلي الفين ها، يك سينك شناور بر اساس آب
استفاده مي شود كه معمولا براي خارج ساختن هر ماده با چگالي
بيش از 1gr/ cm3 به كار مي رود.
طبقه بندي (sorting)
طبقه بندي، مرحله اي است كه براي جداسازي بسته بندي پلاستيكي
از ديگر تركيبات بسته بندي بر اساس نوع رزين، انجام مي شود.
براي مثال، وقتي براي اولين بار، بطري هاي نوشابه PET بازيافت
شدند، همه آنها ماده HDPE به همراه داشتند. بخشي از فرآيند
بازيافت، به جداسازي PET از HDPE اخصاص دارد تا پس از جداسازي
هر دو به طور جداگانه بازيافت شوند. هميشه تفاوت آشكاري بين
مراحل پاك سازي و جداسازي (طبقه بندي) وجود ندارد. به نظر شما
جدا كردن درب پوش هاي آلومينيومي از بطري PET، در مرحله پاك
سازي انجام مي شود يا طبقه بندي؟ متاسفانه، نياز به آشكار
ساختن اين تفاوت با بحث روي برخي ويژگي هاي معمولي سيستم هاي
طبقه بندي (sorting) وجود ندارد.
طبقه بندي مي توان در نقاط مختلفي در يك سيستم بازيافت انجام
شود. در يك سيستم جمع آوري مخلوط مواد قابل بازيافت، در مرحله
اول، طبقه بندي انواع مختلف مواد انجام مي شود. بنابراين در
اين مرحله، پلاستيك بايد از ديگر مواد پلاستيكي جدا شود،
پلاستيك هاي حاصل از اين جداسازي ممكن است تحت فرآوري بيشتري
در يك واحد بازيافت قرار گيرد يا اين كه در گوني هايي به
واحدهاي ويژه فرآوري پلاستيك ها ارسال شود.
در سيستمي كه انواع مختلفي از پلاستيك ها جمع آوري مي شود، هدف
ديگر طبقه بندي، جداسازي انواع مختلف رزين هاي پلاستيكي از
يكديگر است و هر يك مي تواند در كاربردهاي با ارزش تري مورد
استفاده قرار گيرد. ميزان جداسازي مورد نياز به قصد مصرف كننده
نهايي بستگي دارد. (به كاربرد نهايي بستگي دارد)
اگر كاربر نهايي به يك تخته (ورته) پلاستيكي بي كيفيت نياز
داشته باشد، مي تواند يك مخلوط از مواد جمع آوري شده را به كار
گيرد و نيازي به طبقه بندي و جداسازي مواد ندارد.
اگر سيستمي تنها براي قبول يك نوع پلاستيك طراحي شده باشد، هدف
خارج كردن مواد ناخواسته اي است كه به اشتباه وارد ماده دلخواه
شده است. اين تركيبات خارج شده مورد استفاده برخي روش هاي ديگر
قرار مي گيرد.
بسياري از كارشناسان و متخصصان بازيافت پلاستيك ها بر اين
عقيده اند كه تقسيم مرحله طبقه بندي در 3 بخش مفيد است: طبقه
بندي ماكرو، طبقه بندي ميكرو و طبقه بندي مولكولي.
طبقه بندي ماكرو، مرتب سازي همه چيز (همه اشيا) را بر عهده
دارد و بنابراين پيش از مراحل كاهش اندازه و معمولا پيش از
مرحله تميز كردن انجام مي گيرد. برخي سيستم ها براي مرتب سازي
سريع، همه ظروف پلاستيكي از جمله آنها كه به صورت گوني بسته
بندي شده است، توسعه يافته است. برخي از اين سيستم ها قادر به
مرتب سازي با توجه به رنگ است، همان طور كه به خوبي بر اساس
نوع رزين مرتب سازي مي كند. ترتيب سنسورهاي مورد استفاده، بر
انعكاس يا عبور IR ، نور مرئي، اشعه X يا ديگر تشعشعات الكترو
مغناطيسي تكيه دارد. پيچيدگي سيستم به پيچيدگي طبقه بندي (مرتب
سازي) كه انجام مي شود، بستگي دارد. با وجود در دسترس بودن
چنين سيستم هايي، هزينه هاي آن نسبتا بالا است. در حالي كه
اغلب طبقه بندي هاي ماكرو هنوز با دست انجام مي گيرد.
در يك سيستم نمونه، مواد بر روي يك تسمه نقاله قرار مي گيرند و
از ميان گروهي از افراد جداساز عبور مي كند. اين افراد يا يك
نوع ماده معين را با دست بر مي دارند و يا اين كه موادي را كه
دلخواه نيستند، خارج مي سازند.
هزينه كارگري در چنين سيستم هايي بالاست با وجود اين كه
دستمزدهاي پرداخت شده، پايين است. در برخي موارد، واحدهاي
بازيافت روي گروه هاي خاصي از كارگران تكيه دارند مانند
زندانيان يا كارگران فاقد صلاحيت قانوني، براي كاستن از هزينه
ها.
ميكروسورتينگ يا طبقه بندي ميكرو، يك طبقه بندي بر اساس نوع
رزين است كه پس از مرحله كاهش اندزه ( و يا معمولا پس از مرحله
تميز كردن مواد) انجام مي شود. در اين سيستم ها، خردهاي
پلاستيكي بر اساس نوع رزين و در برخي مواد بر اساس رنگ جداسازي
مي شوند. از آنجا كه سيستم هاي جداسازي ميكرو به طور گسترده در
حال استفاده هستند، فن آوري آن نسبت به طبقه بندي ماكرو، كمتر
توسعه يافته است. جداسازي ميكرو بخش جدايي ناپذيري از اغلب
سيستم هاي بازيافت بطري PET بوده است و همچنان نيز مي باشد.
چنانچه پيش از نيز گفته شده اين جداسازي به طور معمول از يك
سيستم جداسازي بر اساس چگالي (دانسيته) براي جدا كردن PET از
HDPE استفاده مي كند. همان طور كه فنجان ها و ليوان هاي HDPE
از توليد خا رج شده است، درب پوش هاي PP پلي پروپيلن نيز
جايگزين درب هاي آلومينومي شده است. روش جداسازي مورد اشاره
براي جداسزي PP و PET نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
در ابتداي كار، تانك هاي بزرگ sink/float به كار گرفته مي شود.
در اغلب واحدهاي بازيافت، امروزه اين روش با هيدرو سيكلون
بسيار فشرده تر جايگزين شده است. در هر دو مورد ، آب ، وسيله
جداسازي است و رزين هاي داراي چگالي (دانسيته) پايين تر از آب
و رزين هاي داراي دانسيته (چگالي) بالاتر از آب از يكديگر جدا
مي شوند.
وقتي كار جداسازي مشكل تر مي شود كه هر دو ماده سنگين تر يا هر
دو سبك تر از آب باشند. انجام چنين جداسازي با استفاده از يك
مايع و يا يك حلال با چگالي معين، در برخي موارد حداقل در
تئوري غير ممكن است ضمنا به خاطر هزينه هاي بازيافت و برخي
خطرات زيست محيطي راه جذابي به شمار نمي رود.
استفاده از دي اكسيد كربن Supercritical يكي از رويكردهاي
محتمل است. چگالي آن مي تواند به سادگي با تنظيم فشار درست عمل
كند، غير سمي است و به سادگي از اين رزين هاي پلاستيكي جدا
شده، خارج مي شود.
تحقيقات بسيار زيادي بر روي سيستم هاي مرتب سازي ميكرو كه بر
رفتار شكست گوناگون، نقطه ذوب ديگر صفحات ديگر تكيه دارند،
انجام گرفته است. سايش برودتي يا غربال كردن براي جداسازي
PET/PVC استفاده شده است. غوطه ورد (شناور) سازي رد مقايس
نزديك به تجاري استفاده شده است. تحقيقات امروزي با اين رويكرد
و هدف در حال انجام است كه با افزودن موفق فرآيندهاي بر اساس
تابش و تشعشع كه براي طبقه بندي ماكرو طراحي شده، آن ها را به
طبقه بندي ميكرو بدل سازد.
دقت، هزينه و سرعت، مشكلات اصلي است كه بر سر راه توسعه و
گسترش فن آوري جداسازي ميكرو قرار دارد.
اگر خود بسته يك ماده شامل چند رزين باشد مانند يك بسته
كواكسترود شده يا لامينه شده، هيچ يك از فرآيندهاي جداسازي
ميكرو يا ماكرو براي جداسازي و طبقه بندي رزين موثر نخواهد
بود، مگر اين كه ماده بتواند ورقه ورقه شود. بطري هاي كچاپ
PET/EVOH نمونه بسته اي است كه طي فرآيند معمول بازيافت ورقه
ورقه شده و دو ماه جدا مي شوند. اگر هر ورقه مجزا نيز خود شامل
دو نوع يا انواع بيشتري پلاستيك باشد، بديهي است كه هيچ يك از
فرآيندهاي جداسازي ماكرو و ميكرو نمي تواند مواد را از هم جدا
كند در چنين شرايطي، اگر جداسازي لازم بشاد، جداسازي و طبقه
بندي مولكولي، تنها انتخاب ممكن است. درجداسازي مولكولي، كالاي
پلاستيكي (پلاستيك) به مولكول هاي مجزا تجزيه مي شود. به طور
معمول اين كار به وسيله حل كردن آن در يك حلال ارگانيك انجام
مي شود. انحلال (تجزيه) انتخابي و رسوب مجدد به وسيله حلال هاي
گوناگون و يا درجه حرارت هاي مختلف، مي تواند يك رزين نسبتا
خالص، حاصل آورد. علاوه بر هزينه هاي بالا و مخاطرات زيست
محيطي، اين سيستم ها مي تواند با باقي نگه داشتن حلال در مواد
فرآوري شده، مشكلاتي به وجود بياورد. هيچ سيستم جداسازي
مولكولي هنوز وجود ندارد كه به طور موفق تجاري شده باشد.
اكستروژن و پلت سازي (به شكل دانه در آوردن)
پس از تميز كردن و جداسازي، رزين پلاستيكي ممكن است از طريق يك
اكسترودر فرآوري شده و به شكل دانه (گلوله) در بيايد. يك
امتياز و فايده مهم پلت سازي براي رزين هاي پلاستيكي اين اسن
كه با وجود يك فيلتر (صافي) در اكسترودر پلت ساز، مي توان
ناخالصي هاي باقيمانده را خارج كرد. ضمن اين كه مواد پلت شده
(به شكل گلوله درآمده) به سادگي مي تواند توسط كاربران نهايي
فرآوري شده و با رزين خام مخلوط شود. در اين مرحله امكان
افزودن، پايدا كننده هاي بيشتر يا ديگر افزودني ها وجود دارد.
از معايب اصلي پلت سازي مي توان به افزايش هزينه و history
حرارتي بيشتر مواد بازيافت شده اشاره كرد كه مي تواند موجب
تخريب و از هم پاشيدگي شود.
اين عامل ممكن است قابل ملاحظه نباشد، بروز اين عيب بستگي به
خصوصيات پليمر و نوع كاربرد آن دارد.
بازيافت feed stock
مقدار نسبتا اندكي از بسته بندي پلاستيكي با يك روش كاملا
متفاوت، از فرآيند بازيافت فيزيكي كه در بالا شرح داده شد؛
بازيافت مي شود. براي برخي پلاستيك ها، امكان استفاده از
عمليات شيميايي براي تجزيه و شكست ساختار اصلي پليمر وجود
دارد. اين عمليات در واقع فرآيند پليمريزاسيون ابتدايي را
معكوس مي كند، به اين شكل كه مخلوطي حاوي واحدهاي ساختماني
پليمر به همراه برخي ناخالصي ها به وجود پليمريزاسيون تبديل به
پليمر شوند كه طي آن پليمري بسيار شبيه و يكسان با رزين خام
توليد مي شود.
چنين فرآيندهايي با نام بازيافت شيميايي، بازيافت feed stock و
يا بازيافت نسل سوم (tertiany) مي نامند.
|